Index:Persian/ز

Definition from Wiktionary, the free dictionary
Jump to: navigation, search

ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

ز

  1. ز letter prep
  2. زيارتگاه *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زا

  1. زادگان n
  2. زادگاه n * *
  3. زاده n
  4. زار n
  5. زار زار adv
  6. زاغ n * * *
  7. زاغی n
  8. زاگرب proper *
  9. زالتسبورگ *
  10. زالو n
  11. زامبیا proper *
  12. زان n *
  13. زانو n *
  14. زانو خم كردن *
  15. زاویه *
  16. زاویه قائمه *
  17. زاییدن * *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زب

  1. زبان n * *
  2. زبان آبخازی *
  3. زبان آفریکانز *
  4. زبان آفریکانس *
  5. زبان انگلیسی *
  6. زبان اوستایی n *
  7. زبان باشقیر *
  8. زبان برمه‌ای *
  9. زبان‌ برنامه‌نویسی *
  10. زبان بلوچی *
  11. زبان بنگالی *
  12. زبان پارسی میانه *
  13. زبان پنجابی *
  14. زبان پهلوی *
  15. زبان تاتاری کریمه *
  16. زبان تاجیکی‎ *
  17. زبان تاگالوگ *
  18. زبان تامیل *
  19. زبان چینی *
  20. زبان خارجی *
  21. زبان خمر *
  22. زبان دیوهی *
  23. زبان روسی *
  24. زبان زد ـ زبانزد *
  25. زبان ژاپنی *
  26. زبان سینهالی *
  27. زبان‌شناس *
  28. زبان‌شناسی n *
  29. زبان‌شناسی محاسباتی n *
  30. زبان صوری n *
  31. زبان فارسی *
  32. زبان قرقیزی *
  33. زبان قزاقی *
  34. زبان گیلکی *
  35. زبان لاتین *
  36. زبان مادری n *
  37. زبان ماشین *
  38. زبان مالایی *
  39. زبان مراتی *
  40. زبان میانجی *
  41. زبردستی *
  42. زبل n
  43. زبون n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زپ

  1. زپتو *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زح

  1. زحل proper *
  2. زحمت کشیدن v
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زخ

  1. زخم n
  2. زخمه n
  3. زخمی adj
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زد

  1. زد *
  2. زدن v * * *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زر

  1. زر n *
  2. زرافه n *
  3. زرتشت proper
  4. زرتشتی adj
  5. زرد adj *
  6. زردآلو n *
  7. زردچوبه n *
  8. زردک n
  9. زرشک n int *
  10. زرشکی adj *
  11. زرنگ adj
  12. زروک n
  13. زرین *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زش

  1. زشان proper
  2. زشت adj
  3. زشتی *
  4. زشتی‌ n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زع

  1. زعفران n *
  2. زعفرانی *
  3. زعفرون n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زغ

  1. زغن *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زق

  1. زقاق n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زک

  1. زکام *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زگ

  1. زگیل n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زل

  1. زلاند جدید *
  2. زلاند نو proper *
  3. زلدا *
  4. زلزله n *
  5. زلزله‌شناسی n *
  6. زلزله‌ها n
  7. زلکوا *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زم

  1. زمان n *
  2. زمان زود می گذرد *
  3. زمانه n
  4. زمانی adj *
  5. زمانی که *
  6. زمرد n *
  7. زمردی *
  8. زمزمه کردن v
  9. زمستان n *
  10. زمستان‌ها n
  11. زمستانی adj
  12. زمستون n
  13. زمستونی adj
  14. زمونه n
  15. زمی n proper
  16. زمین n proper * * *
  17. زمین خوردن v
  18. زمین‌شناسی n *
  19. زمین کردن *
  20. زمین‌لرزه n *
  21. زمین‌ها n
  22. زمینی adj
  23. زمینی‌سازی *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زن

  1. زن n * * *
  2. زنا n
  3. زناء n
  4. زناشويي *
  5. زنان n
  6. زنانگی n *
  7. زنانه adj *
  8. زنای با محرم و نزدیکان *
  9. زن‌بابا *
  10. زنبق *
  11. زنبور n *
  12. زنبورداری *
  13. زنبور عسل n * *
  14. زنجبیل n *
  15. زنجیر n
  16. زنخ n
  17. زندان n
  18. زندانبان n
  19. زندانی adj n
  20. زندگانی n
  21. زندگی n *
  22. زندگی کردن v *
  23. زندگی‌نامه n
  24. زندگی همینه *
  25. زندون n
  26. زنده adj
  27. زنگ n * *
  28. زنگبار proper
  29. زنگی adj
  30. زنون *
  31. زنونگی n
  32. زنونه adj
  33. زنی n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زو

  1. زوال عقل *
  2. زوان n
  3. زوجیت n *
  4. زود adj adv * *
  5. زور n *
  6. زورخانه n
  7. زورمند adj
  8. زوریخ *
  9. زونی n
  10. زوو n
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زه

  1. زهر n *
  2. زهرخنده *
  3. زهرشناسی n *
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی

زی

  1. زی‌ *
  2. زیاد adj v * *
  3. زیان n *
  4. زیا-نشانه‌شناسی *
  5. زیبا adj proper * *
  6. زیبائی n
  7. زیبایی *
  8. زیپ n
  9. زیتون n *
  10. زیتونی adj *
  11. زیجک n
  12. زید *
  13. زیر adj prep
  14. زیرا conj *
  15. زیر بغل n *
  16. زیربغل n
  17. زیردست *
  18. زیرنویس n
  19. زیره n
  20. زیست n
  21. زیست‌شناس n
  22. زیست‌شناسی n
  23. زیست‌شناسی دریا *
  24. زیست‌شیمی n *
  25. زیستن v *
  26. زیستی adj
  27. زیگ *
  28. زین n
  29. زینه n
  30. زیواندن v
  31. زیویدن v
ز زا زب زپ زح زخ زد زر زش زع زغ زق زک زگ زل زم زن زو زه زی