Index:Persian/ق

Definition from Wiktionary, the free dictionary
Jump to: navigation, search

ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

ق

  1. ق letter
  2. قيافه ى خود را در هم كشيدن *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قا

  1. قاب n
  2. قابل adj *
  3. قابل تردید adj
  4. قابل توجه *
  5. قابل نداشت * *
  6. قاپو n
  7. قات *
  8. قاتل n * *
  9. قاچاق انسان *
  10. قادر بودن *
  11. قارچ n * *
  12. قارچ‌ها n
  13. قاره n
  14. قاز n
  15. قازان *
  16. قاشق n *
  17. قاصدک n *
  18. قاعده n
  19. قاغذ n
  20. قالپاق *
  21. قالی n *
  22. قالیچه *
  23. قاموس n
  24. قانقاریا *
  25. قانون n * * *
  26. قانون اساسی *
  27. قانون بقاء n *
  28. قانون بقاء انرژی n *
  29. قانون‌گذار n *
  30. قانون گذاری *
  31. قانون‌گذاری *
  32. قانونی adj
  33. قاهره proper *
  34. قایق n *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قب

  1. قبا *
  2. قبح *
  3. قبر n *
  4. قبرس proper *
  5. قبرستان n *
  6. قبض n
  7. قبل adj * *
  8. قبلا adv *
  9. قبول n
  10. قبول کردن v
  11. قبه n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قت

  1. قتل n
  2. قتل ترحمی *
  3. قتل ناموسی *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قح

  1. قحبه‌خانه *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قد

  1. قد n *
  2. قدرت n
  3. قدردانی n
  4. قدس *
  5. قدس شریف *
  6. قدم n
  7. قدیمی adj *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قر

  1. قراب *
  2. قرار n *
  3. قرارداد *
  4. قرارداد، پیمان *
  5. قرار دادن *
  6. قرآن proper *
  7. قرص n
  8. قرض *
  9. قرقلرایلی *
  10. قرقیزستان proper *
  11. قرقیزی *
  12. قرمز n *
  13. قرمزی adj *
  14. قرمه n
  15. قرمه سبزی n
  16. قرن n
  17. قرن‌ها n
  18. قرون n
  19. قره‌باغ *
  20. قره‌باغ کوهستانی *
  21. قره ن *
  22. قریه n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قز

  1. قزاقستان proper *
  2. قزاقی *
  3. قزوین *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قس

  1. قس n
  2. قسمت n *
  3. قسمت‌ها n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قش

  1. قشنگ adj * *
  2. قشون n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قص

  1. قصاب n *
  2. قصد n *
  3. قصه n
  4. قصیده n *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قض

  1. قضیب n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قط

  1. قطار n *
  2. قطب جنوب *
  3. قطب شمال *
  4. قطب‌نما *
  5. قطبی adj
  6. قطر n proper *
  7. قطره *
  8. قطعه ایازدرخت که اره نشده *
  9. قطور adj
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قظ

  1. ق.ظ abbr *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قف

  1. قفس n
  2. قفسه n
  3. قفسه سینه *
  4. قفسه کتاب *
  5. قفقاز proper *
  6. قفقاز جنوبی *
  7. قفقاز شمالی *
  8. قفل n
  9. قفل کردن *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قق

  1. ققنوس n *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قل

  1. قلاب، چنگك، جا لباسي *
  2. قلاب ماهيگيري *
  3. قلب n *
  4. قلبی adj *
  5. قلع n
  6. قلعه n
  7. قلم n *
  8. قلمرو *
  9. قلمرو پایتختی استرالیا *
  10. قله n *
  11. قلیان n *
  12. قلیون n *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قم

  1. قم *
  2. قمر n
  3. قمری adj
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قن

  1. قناس *
  2. قنبره *
  3. قند n *
  4. قندهار proper
  5. قنطار n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قو

  1. قو n *
  2. قواخ *
  3. قوانین n
  4. قوانین بقاء n
  5. قوچ *
  6. قورباغه n *
  7. قوزک پا *
  8. قوس و قزح n *
  9. قوش n
  10. قوطى *
  11. قوطی n
  12. قول n *
  13. قوم n
  14. قوی adj n *
  15. قوی سیاه n *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قه

  1. قهرمان n *
  2. قهوه n *
  3. قهوه‌ای adj * *
  4. قهوه‌خانه n *
  5. قهوه سیاه *
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی

قی

  1. قیاس‌سنجی *
  2. قیچی n
  3. قید n *
  4. قیصر *
  5. قیصی n
  6. قیف n *
  7. قیماغ *
  8. قیماق *
  9. قیمت n *
  10. قیمتی adj
  11. قیمق *
  12. قین n
ق قا قب قت قح قد قر قز قس قش قص قض قط قظ قف قق قل قم قن قو قه قی